بقض..
امشب غــم هــا . . .
برایـم مهــمانــی گــرفتــه انـــد . . .
و مـــن میخــواهـــم بتــرکـانــم . . .
همــه ی بغــض هایـــم را . . .

امشب غــم هــا . . .
برایـم مهــمانــی گــرفتــه انـــد . . .
و مـــن میخــواهـــم بتــرکـانــم . . .
همــه ی بغــض هایـــم را . . .

وقتی دلت خسته شد دیگه خنده
معنایی نداره فقط می خندی…
تا دیگران غم آشیانه کرده در چشمانت
را نبینند… وقتی دلت خسته شد دیگر حتی
اشک های شبانه آرامت نمی کنند… وقتی دلت خسته شد
فقط گریه می کنی… چون به گریه عادت کرده ای
ودیگر هیچ چیز آرامت نمی کند….. جز
دل بریدن…. ورفتن
دلمان خوش است…. که مینویسیم
و دیگران می خوانند و عده ای می گویند
آه چه زیبا…. وبعضی اشک می ریزند
و بعضی می خندند…. دلمان خوش است به لذت های کوتاه
به دروغ هایی که از راست بودن قشنگترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند… یا کسی
عاشقمان شود…. با شاخه گلی دل می بندیم
و با جمله ای دل می کنیم…. دلمان خوش می شود
به برآوردن خواهشی… و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود… چقدر
راحت لگد می زنیم…. و چه ساده
می شکنیم همه چیز را!!!

دلـــــــــــت بــیـشتـــر خــــنـک بـــــشـه !

خيلي بده...
سنگ صبور باشي و همه بيان باهات درد و دل كنن،
توأم سعي كني آرومشون كني و آخرم بخندونيشون...
اما وقتي خودت دلت گرفت...
كسي نباشه كه با حرفاش حداقل يكمي آرومت كنه ...

فقط همين بهت ميگم خيلي تنهايم
خدايا تنهاي تنها
خدايا از همه چيزو همه كس خسته شدم
خدايا ديگه آرزو ندارم ديگه دعا نمي كنم چون فكر نمي كنم كه هيچ
وقت
آرزوهاي من براورده بشه
چون واقعا فراموش شدم فكر مي كنم تو اين دنيا زيادي هستم جاي
انسان هایی
كه خوشبخت هستن هم گرفته ام ديگه نياز به دعاي كسي ندارم فقط
آرزوی مرگ دارم

زندگی هیچوقت اندازه تنم نشد.....
حتی وقتی خودم برای خودم بریدم
و دوختم!